|
سؤال از وهابي ها و پاسخ به شبهات آنها
|
|
|
|
||||
|
بدعت درلغت بدعت درلغت به معناي كارنو و بي سابقه است و معمولاً به كار بي سابقه اي گفته مي شود كه بيانگر نوعي حسن وكمال درفاعل باشد . "بديع" به معناي كار يا چيزي نو و بي سابقه است . ( لسان العرب،ج8،ص6) واژه ي بدعت درروايات ، غالباً درمقابل شريعت وسنت به كار رفته است ومقصود ازآن ، انجام دادن كاري است كه برخلاف شريعت اسلام وسنت نبوي است .امام علي عليه السلام فرموده است:(( إنّما الناس رجلان متبع شرعة ومبتدع بدعة)). (( افراد دوگونه اند: يا پيرو شريعتند ، يا بدعت گذاردردين.)) (نهج البلاغة،خ 176) براي آگاهي ازمعناي لغوي بدعت.ر.ك: العين ،ج2،ص54؛ صحاح اللغة،ج3،ص1183؛مفردات راغب،ماده بدع
بدعت دراصطلاح بدعت دراصطلاح فقها ومحدثان به گونه هاي مختلف تعريف شده است كه نمونه هاي آن ذكرمي شود: 1- ابن رجب حنبلي مي گويد:(بدعت ، امرحادثي است كه براي آن در شريعت ، دليلي نباشد كه برآن دلالت كند واگردليلي درشرع وجود داشته باشد، شرعاً بدعت نيست؛ اگرچه درلغت آن رابدعت نامند.) (جامع العلوم والحكم،ص160) 2- سيدمرتضي مي گويد):بدعت عبارت است از زياد كردن يا كم كردن ازدين، با انتساب آن به دين.) (رسائل شريف المرتضي،ج2،ص264) همچنين ر.ك: بحارالانوار،علامه مجلسي،ج74،ص202 و فتح الباري ،ابن حجرعسقلاني،ج17،ص9 پس با توجه به تعاريف علماء وروايات به دست مي آيد كه بدعت سه ركن اساسي دارد: 1- كسي حكمي را به دين نسبت داده يا آن را ازدين خارج كند. 2- بدعت آن وقتي مذموم است كه گوينده ي آن ، عقيده ي فاسد يا عمل غيرمشروعي را درمجتمع اشاعه دهد،نه آن كه تنها دردل به آن اعتقاد داشته ،يادرمكاني مخفي آن راانجام دهد. 3- نبود دليلي شرعي برامرحادث دردين. باتوجه به تعاريف اصطلاحي دومورد ازبدعت خارج مي شود: الف) مواردي كه امري حادث شود و دليل خاصي براي آن در شرع موجود باشد. ب) مواردي كه تحت دليل عام است . ... ادامه دارد...
+
نوشته شده در یکشنبه 3 شهریور1387ساعت 1:8 بعد از ظهر توسط محب یاسین
|
|
|||||
|
|||||